زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر انتظار» ثبت شده است

 

 امام زمان (عج)  _  انتظار

 

 

آشوب به غارت برد این قافله ها را

صدها پر جا مانده ی این چلچله‌ ها را

 

از کعبه به خونخواهی این قوم به پا خیز

پاسخ بدهد خنجرتان حرمله ها را

 

غم ریخت به سجاده ی خورشید سحرگاه

خم کرد مصیبت کمر نافله ها را

 

ای کرب و بلا مقتل پرهای شکسته

طاقت به سرآمد همه ی حوصله ها را

 

هی مویه کنان عشق به دنبال تو بارید

هی کوچه به کوچه غم این فاصله ها را

 

ای شور غزل بغض فروخورده ی این عشق

شاعر شده‌ ام عقده گشایم گله ها را

 

این جمعه اگر منجی موعود نیاید

پاسخ که دهد تک‌ تک این مسئه ها را

 

 

فاطمه بدیعی

 


کانال اشعار آیینی «زائرانه»  در تلگرام  (کلیک کنید)


 

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۱۹
زائر

 

امام زمان (عج)  _  انتظار / مناجات

 

 

در خواب‌ های بی سر و سامان مان ، بمان
ای آخرین ستاره ی اندوه آسمان

در کنج خلوت شب تشویش رخنه کن
با ما سرود می رسم از راه را بخوان

تصویر تو بزرگ ترین باور من است
مردی همیشه داشته لبخند بر لبان

مردی شبیه قصه ی خرما و نان عزیز
مردی شبیه قصه ی بابای مهربان

مردی شبیه تشنگی و بغض کودکان
مردی شبیه قصه ی سرخ ستارگان

مردی شبیه ماه ، مردی بریده دست
مردی شبیه مرد ترین مرد داستان

تصویر تو بزرگتر از باور من است
ای آشنای گمشده ی ناشناس مان

تا کی تمام هفته همین شعر باشد و
آواز دلشکسته ی امید ، بعد از آن

جمعه به جمعه قصه به تکرار می رسد
آواز دلشکسته ی ما ، اشک جمکران

هفته به هفته خسته تر از قبل می شویم
قطره به قطره اشک پس از آن پی ات روان

آیینه‌ ها پر از غم و تردید مانده اند
اشعار تلخ حسرت و  یاس است بر زبان

در راه مانده ایم و کسی نیست در افق
تنها حضور توست امید مسافران

چشمی به راه آمدنت دوختیم و باز
گوشی به راه کعبه ، بر نغمه ی اذان
 

 هانی رضوی

 


 

کانال تلگرام اشعار آیینی  «زائرانه»  (کلیک کنید)
 


 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۵۹
زائر

 

امام زمان (عج)  _  انتظار / مناجات

 

 

خورشید پشت ابر ، نشانی به ما بده

ای ماه ، مژده ی رمضانی به ما بده

 

مثل نسیم صبح از اینجا گذر کن و

باد صبای مشک فشانی به ما بده

 

بی کس تر از همیشه رساندیم خویش را

آواره ایم ، جا و مکانی به ما بده

 

از بس که در پی همه غیر از تو بوده ایم

از پا نشسته ایم ، توانی به ما بده

 

از سفره ای که وقت سحر پهن می کنی

مانده غذا و خورده ی نانی به ما بده

 

با روضه ی حسین نفس تازه می کنیم

روضه بخوان دوباره و جانی به ما بده

 

 

محمد بیابانی

 

 

 


کانال اشعار آیینی «زائرانه»  در تلگرام  (کلیک کنید)


 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۱۸
زائر

 

امام زمان (عج)   _   انتظار

 

 

ای آفتاب زهرا عَجّل علی ظهورک 
تنهای شهر و صحرا ، عجّل علی ظهورک 


گم گشته وجودی ، هم غیب و هم شهودی 
در دیده و دل ما ، عجّل علی ظهورک 


بی تو غریب ، قرآن ؛ بی تو اسیر ، عترت 
بی تو علی است تنها ، عجّل علی ظهورک 


نه طاقتی نه صبری ، تا چند پشت ابری؟ 
ای مهر عالم آرا عجّل علی ظهورک 


دنیا در انتظار است ، خون قلب روزگار است 
پا در رکاب بنما ، عجّل علی ظهورک


حیدر کند دعایت ، زهرا زند صدایت
الغوث یابن زهرا ! عجّل علی ظهورک 


زخمِ به خون نشسته ، پیشانیِ شکسته 
دارند با تو نجوا ، عجّل علی ظهورک 


خون دو دیده گوید ، دست بریده گوید 
بر انتقام بازآ ، عجّل علی ظهورک 


هم عمّه ها پریشان ، هم  جدّ  توست عطشان 
هم چشم ماست دریا ، عجّل علی ظهورک 


بر  "میثمت"  نگاهی ، از لطف گاه گاهی 
ای چشم حق تعالی ! عجّل علی ظهورک

 

 

غلامرضا سازگار

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۹:۳۵
زائر

 

امام زمان (عج)   _   عاشقانه / انتظار

 

 

بـرده ندیده دل ز ما ، صورت دلـربای تو

جلوه‌ گر از نقاب هم روی  خدا نمای  تو

 

مصلح کل عالمی ، منجی نسل آدمی

دست خداست سیدی ! دست گره‌ گشای تو

 

پیش‌ تر از ولادتم ، مهر تو بوده عادتم

تو بودی آشنای من ،  من شدم آشنای تو

 

همدم  سینه‌ خستگان !   یاور دل‌ شکستگان !

ای همه جا کنار من ، بگو کجاست جای تو ؟

 

تو کعبه‌‌ ای ، تو زمزمی  ،  ذکر بگو مگر دمی

رسد به گوش عالمی زمزمه ی  دعای تو

 

چه  می شود که گل کند بوسه ی ما به پای تو

 

خوش آن دمی که بنگرد شهید دشت کربلا

پرچم سرخ خویش را بر سر  شانه‌ های  تو

 

رو به سوی مطاف کن ، طواف کن طواف کن

تا ببرد دل از حرم ، چهره ی دلربای تو

 

صدایت از حــرم رسد به گوش عالمی ولی

خوشا کسی که در حــرم می شنود صدای تو

 

سلطنت بهشت را خنده زنان رها کند

«میثم» اگر شبی شود پشت دری گدای تو

 

 

غلامرضا سازگار   

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۲۶
زائر

 

  مناجات

 

 

 سال ها گفتیم و خندیدیم و از خود غافلیم

دل به دنبال هوس ها ، ما به دنبال دلیم

 

روز و شب دیوانه ی نفسیم و مست حُبّ مال

بدتر از این ، این که پنداریم عقل کاملیم

 

دل به قصر سنگ ، خوش کرده نمی دانیم خود

عاقبت یک قبضه ی خاکیم یا مُشتی گلیم

 

بارها کُشتیم خود را با دم تیغ هوا

نفس دون را پرورش دادیم و خود را قاتلیم

 

نوح ، ما را خواند و طوفان کلّ عالم را گرفت

کشتی از ما دور شد ما نیز دور از ساحلیم

 

عیب خود نادیده ، دائم عیب مردم گفته ایم

خلق را در خواب غفلت خوانده ، از خود غافلیم

 

گه به دور کعبه می گردیم و گاهی دور بت

گه مرید حقّ شده گاهی اسیر باطلیم

 

آب و خاک و آفتاب و ابر بود و ما ، که ما

دانه ای بر خود نکاشتیم و به فکر حاصلیم

 

بارها منزل عوض کردیم تا پیری رسید

همچنان در فکر تجدید بنای منزلیم

 

بس که میثم شانه ی ما خسته از بار خطاست

در اطاعت ناتوان و در عبادت کاهلیم

 

 

 استاد غلامرضا سازگار 

 


 

 

نوروزتان زهــرایـی 

 

التماس دعا   

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

 

1393/12/29


 

 

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۳ ، ۰۱:۳۶
زائر

 

امام زمان (عج)  _  مناجات

 

 

دولت این است که یک لحظه گدای تو شوم

کی دهد دست که خاک کف پای تو شوم

 

شرف بندگی توست زیاد از سر من

بار ده  بلکه  سگ درب سرای تو شوم

 

کم از آنم که کنم از سر کوی تو عبور

باز دادی رهم ای من به فدای تو شوم

 

با همه زشتی و آلودگی  و  رو سیهی

باورم بود که مشمول عطای تو شوم

 

ای مسیح دل و جان همه عالم چه شود

زنده با یک نفس روح فزای تو شوم

 

ای خوش آن دولت بیدار که در نیمه شبی

دیده بر هم نهم و خواب نمای تو شوم

 

ای کرامت به تو زنده کرمی کن بگذار

تو برای من و من نیز برای تو شوم

 

دوست دارم که غبار سر کویت گردم

به امیدی که هوایی به هوای تو شوم

 

به عزا خانه ات از لطف و کرم خاکم کن

بلکه مشت گلی از اشک عزای تو شوم

 

میثم بی سر و پا را ز کرم دست بگیر

که نهم جان به کف و بی سر و پای تو شوم

 

 

غلامرضا سازگار             

 

 

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۳۴
زائر