زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر حضرت زینب» ثبت شده است

 

زبان حال حضرت زینب (س)   _   اربعین

 

 

بی تو قفس با آسمان فرقی ندارد

بود و نبود این جهان فرقی ندارد

وقتی نباشی این و آن فرقی ندارد

دیگر بهارم با خزان فرقی ندارد

دیگر چه فرقی می کند قحطی آب است

دریا بدون تو برای من سراب است

 

تو قول دادی آشنای هم بمانیم

شانه به شانه پا به پای هم بمانیم

تا دست در دست عصای هم بمانیم

تا آخرین لحظه برای هم بمانیم

از روی تل دیدم سوی گودال رفتی

اینقدر دست و پا زدی از حال رفتی

 

خواهر بمیرد که دگر یاری نداری

تنها شدی و هیچ غمـخواری نداری

دور و برت حتی عزاداری نداری

خواهر اسارت می رود کاری نداری

جان برادر صبر هم اندازه دارد

زینب برای چند غم اندازه دارد

 

انگار خاک کربلا آتش گرفته

موی تمام بـچه ها آتش گرفته

از تشنگی لب های ما آتش گرفته

پیراهنت دیگر چرا آتش گرفته ؟

پاشو ابولفظلم ببـین خواهر غریب است

ذکر مدام زینبت امن یجیب اســت

 

دیدم به دست ساربان انگشترت رفـت

دیدم که دستی سمت گوش دخترت رفت

دیدم به روی نیزه حتی حنجرت رفت

یک نیزه پشت خیمه پیش اصغرت رفت

با نیزه دنبال سر شش ماهه رفتند

آری سراغ اصغر شـش ماهـه رفتند

 

خیمه به غارت می رود وقتی نباشی

زینب اسارت می رود وقتی نباشی

بزم جسارت می رود وقتی نباشی

دار و ندارت می رود وقتی نباشی

ما را میان سلسله بردند کوفه

همراه شمر و حرمله بردند کوفه

 

 

صابر خراسانی

 


کانال تلگرام  زائرانه  (کلیک کنید)


 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۳۹
زائر

 

حضرت زینب (س)   _   مدح

 

 

در همه جا حرف حق ذکر لب زینب است

سوز و گداز دل شیعه تب زینب است

 

فاطمه را نایبه ، دور ز هر شائبه

وه که چقدر جاذبه در خطب زینب است

 

جدش ابوالقاسم است از شجر هاشم است

نسل به نسل عالم است ، این نسب زینب است

 

نام پدر می فروش ، هر دو پسر باده نوش

کاسه ی صبح ازل جام لب زینب است

 

آینه را با قلم حاجت تذهیب نیست

شرم و حیا و ادب خود ذهب زینب است

 

اشک حسین دجله است چشم حسین قبله است

علقمه خود شاهد راز شب زینب است

 

رمز سخن با خدا عشق حسین است و بس

یک سر سیم سخن در عصب زینب است

 

هیبت او حیدری است ، عفت او مادریست

دیده ی هر حق طلب در طلب زینب است

 

پیش حسین هو زند ، دم ز غم او زند

ز شرم زانو زند ، این ادب زینب است

 

در سند نینوا چیست حدود و قیاس

مساحت کربلا با وجب زینب است

 

شیر زنی حق پرست قامت دشمن شکست

خرابه یک شعبه ای از شعب زینب است

 

شام پر از همهمه در همه جا زمزمه

یزید در واهمه از غضب زینب است

 

ای که مریضی بیا بر در آل عبا

دوای هر نوع مرض در مطب زینب است

 

نوحه بخوان نوحه خوان هیچ مشو ناگران

نوحه گر بی ریا منتخب زینب است

 

"سید خوش زاد"  را نیست نیازی به کس

لعل لبش شکرین از رطب زینب است

 

سیدحسن خوش زاد

 


کانال تلگرام  زائرانه (کلیک کنید)


 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۱۸
زائر

 

حضرت زینب (س)  _   مناجات

 

 

در واژه‌ های شعر تو دیدم وقار را

حُجب و حیای فاطمی این تبار را

 

با تیغ خطبه فاتح صفین کوفه‌ ای

مولا سپرده دست شما ذوالفقار را

 

در اوج بیکران خودت مست می کِشی

هفتاد و دو ستاره ی دنباله دار را

 

درس حجاب می‌دهد این آستین شرم

معنا کنید روسری وصله دار را

 

با واژه‌ های هیزم و مسمار و شعله ها

آتش زنید مستمع بی‌قرار را

 

خانم اگر اشاره به طشت طلا کنید

خون گریه می کنیم خزان تا بهار را

 

چشمت به غیر چشم حسینت ندیده است

دیدی کنار طشت ، بساط قمار را

 

زینب کجا و مجلس نامحرمان کجا !

از دست داده‌ ام به خدا اختیار را

 

این بوی سیب چیست ؟ دوباره گرفته‌ای

بر روی دست پیرهن شهریار را

 

اکسیر اشک روضه تان مس طلا کند

وقتش رسیده است بسنجی عیار را

 

وحید قاسمی

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۰۷
زائر

 

حضرت زینب (س)  _  مدح / مناجات

 

 

پرورش یافته ی  دامن زهرا هستی

دانش آموخته ی  مکتب مولا هستی

 

مریم از محضرتان درس حیا آموزد

چون که محجوب ترین دختر حوا هستی

 

جان گرفته شجر طیبه از آمدنت

فصل سرسبز تولا و تبری هستی

 

خطبه ات معجزه ات منجی موسی صفتان

تو کلیمی که فقط بی ید بیضا هستی

 

بانگ کوبنده تان بر همگان ثابت کرد

با اباالفضل علمدار هم آوا هستی

 

طینت مرده یشان زنده شد و فهمیدن

علوی زاده ای و مثل مسیحا هستی

 

دل دریایی تان در تب امواج غروب

معنی واقعی هیبت دریا هستی

 

واژه ها پیش مقامت همه تعظیم کنند

تو خداوند نمادین غزل ها هستی

 

روضه هامان همه با یاد شما ختم شود

از همه زاویه ها روشن و پیدا هستی

 

بعد هفتاد و دو زخمی که به جانت زده اند

باز در بحبوحه حادثه سر پا هستی

 

راز آن عصر غم انگیز چرا فاش نشد

تو مه آلود ترین فرد معما هستی

 

وحید قاسمی

 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۲۲
زائر

 

به مناسبت فرا رسیدن  ولادت با سعادت حضرت زینب (س)

[ 25 بهمن 1394 / 5 جمادی الاول 1437 ]

 

می توانید اشعار زیبای ولادت عمه ی سادات (س) را در وبلاگ  «زائرانه»  بخوانید .

برای دیدن هر یک از اشعار ، روی آن کلیک کنید .

 

 

با خبر کرد نسیمی همه ی دنیا را  |  مسعود اصلانی

 

ای بحر کمال گوهر آوردی  |  غلامرضا سازگار

 

نسیم پرده ی گهواره را تکان می داد  |  وحید قاسمی

 

وقت نزول رحمت حق از سحاب شد  |  محمد فردوسی

 

آرامش زیبای دو دریاست نگاهش  |  قاسم صرافان

 

رسید مژده که ماه جمادی الاولی ست  |  غلامرضا سازگار

 

قلم به دست گرفتم که با خدا باشم  |  محمد بیابانی

 

امشب صفا دارد صفای دیگری را  |  توحید شالچیان

 

ای آنکه شکستی کمر فاصله ها را  |  علی اکبر لطیفیان

 

باز به بیت مصطفی بتول دیگر آمده  |  غلامرضا سازگار

 

کوری چشم دشمن آل پیمبری  |  حسین رستمی

 

امشب از برج ولایت اختر آمد اختر آمد  |  غلامرضا سازگار

 

پرورش یافته ی دامن زهرا هستی  |  وحید قاسمی

 

گفتم از کوه بگویم قدمم می برزد  |  حمیدرضا برقعی

 

امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد   |   سازگار

 

در واژه های شعر تو دیدم وقار را   |   وحید قاسمی

 

دل را به پاس عشق تو میل خم است و بس   |   ژولیده

 

خیزید که گلزار ولا را ثمر آمد  |  غلامرضا سازگار

 

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است  |  محسن عرب خالقی

 

ما ریزه خوار سفره ی احسان زینبیم   |   وحید قاسمی

 

 

ولادت با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها بر تمامی شیعیان جهان ،

و روز پرستار بر تمامی پرستاران صبور مبارک و گرامی باد.

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۰۳
زائر

 

حضرت زینب (س)  _  ولادت / مدح

 

 

باز به بیت مصطفی بتول دیگر آمده

رسول را سول را ، دوباره کوثر آمده

بتول را بتول را ، یگانه دختر آمده

حسین را حسین را ، خجسته خواهر آمده

رضا و حلم و صبر را ، بزرگ مادر آمده

شهید را شهید را ، پیام آور آمده

ائمه را  ائمه را ، چراغ انجم است این

دختر اول علی ، بتول دوم است این

 


ادامه ی این شعر (شعر به صورت کامل)  در  ادامه مطلب


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۲۸
زائر

 

حضرت زینب (س)  _  مدح / مناجات

 

 

گفتم از کوه بگویم ، قدمم می لرزد

از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد

هیبت نام تو یک عمر تکانم داده است

رسم مردانگی ات راه نشانم داده است

پی نبردیم به یکتایی نامت زینب

کار ما نیست شناسایی نامت زینب

من در ادراک شکوه تو سرم می سوزد

جبرئیلم ، همه ی بال و پرم می سوزد

من در اعماق خیالم ... چه بگویم از تو

من در این مرحله لالم ، چه بگویم از تو

چه بگویم ؟ به خدا از تو سرودن سخت است

هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است

چه بگویم که خداوند روایت گر توست

تار و پود همه افلاک ، نخ معجر توست

روبروی تو که قرآن خدا وا می شد

لب آیات به تفسیر شما وا می شد

آمدی تا که فقط زینت مولا باشی

تا پس از فاطمه ، صدیقه ی صغری باشی

آمدی شمس و قمر پیش تو سو سو بزنند

تا که مردان جهان پیش تو زانو بزنند

چشم وا کردی و دنیای علی زیبا شد

باز تکرار همان سوره ی  « اعطینا »  شد

عشق عالم به تو از بوسه مکرر می گفت

به گمانم به تو آرام پیمبر می گفت :

بی تو دنیای من از شور و شرر خالی بود

جای تو زیر عبایم چقدر خالی بود

 

حمیدرضا برقعی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۰۹
زائر

 

حضرت زینب (س)  _  ولادت / مناجات

 

 

دل را به پاس عشق تو میل خُم است و بس

جان در ره دمشق تو سر در گم است و بس

زان دم که از بهشت تو تبعید می شدیم

تا حال ننگ ما طلب گندم است و بس

ای نور مهر و ماه طفیل نگاه تو

تنها نه مست جلوه ی تو انجم است و بس

تو چارده جمال و جلال محمّدی

کی گفته محو تو قمر سوم است و بس

عالم تمام مست ولای تو زینب اند

این میکده نمونه ای از مردم است و بس

ای صاحب مقام ولایت خوش آمدی

ای رهبر طریق هدایت خوش آمدی

 

ای نفس ناطقه گره ام وا نمی شود

وصف تو ای عقیله مهیّا نمی شود

گل ها اگر کتاب و گیاهان قلم شوند

هرگز مقام قرب تو انشا نمی شود

ای عاقله ، محدّثه ، عُلیا مخدره !

مُلک و ملک ز مدح تو ارضا نمی شود

قلب سلیمه ، نفس زکیّه ، مجلله !

قدّیس تر ز نفس تو پیدا نمی شود

خالص ترین عیار محبّت به قلب توست

بی مُهر عاطفه دلی امضا نمی شود

ای ثروت همیشگی و ناتمام عشق

تا روز حشر بر دل پاکت سلام عشق

 

 

محمود ژولیده

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۲۸
زائر

 

حضرت زینب (س)  _  ولادت

 

 

خیزید که گلزار ولا را ثمر آمد

در خانه ی خورشید هدایت قمر آمد

از دامن صدیقه بتول دگر آمد

آیینه ی پیغمبر و مام و پدر آمد

محبوبه ی حق روح عبادات خوش آمد

ناموس خدا عمه ی سادات خوش آمد

 


متن کامل این شعر  در   ادامه مطلب


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۳۰
زائر

 

حضرت زینب (س)  _  ولادت / مدح / ذکر مصیبت

 

 

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است
امشب که از نسیم حضوری لبالب است
شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است
شور و شگفتی است و شبی عشق مشرب است
شامی که روشنایی روز است امشب است

امشب شب ملیکه دادار زینب است

 

این جلوه جلوه‌های شبی بی کرانه است
این جذبه جذبه ی حرمی بی نشانه است
این سجده سجده بر قدمی جاودانه است
این شعله شعله ی نگهی عاشقانه است
از هر لبی که می شنوی این ترانه است

عالم محیط و نقطه ی پرگار زینب است

 


متن کامل این شعر در  ادامه مطلب


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۰۲
زائر

 

حضرت زینب (س)  _  ولادت

 

 

کوری چشم دشمن آل پیمبری

نسلش ادامه یافته از فیض دختری

نسلی که بهتر است بگویند شاعران

مِن بعد از این قبیله سادات مادری

موضوع بعد روحی این خانواده است

دیگر چه فرق میکند ابعاد پیکری

یک وقت جلوه می کند از باطنی زنی

یک وقت ابوالعجایبی از جنس حیدری

تا گوش جان به عزت این قوم بسپریم

باید برای روح الامین ساخت منبری

شبنم کجا و ظرفیت درک آفتاب

دریا کجا و کاسه وارونه ی حباب

 


شعر کامل در  ادامه مطلب


 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۵
زائر

 

حضرت زینب (س)   _  ولادت

 

 

امشب صفا دارد صفای دیگری را

مروه منا حال و هوای دیگری را

از سوی شرق و غرب یثرب می شنیده

گوش فلک لبخند های دیگری را

وقت سحر در قاب چشمانش ببیند

شهر نبی خیرالنسای دیگری را

خورشید دیگر سر زده یا این که جبریل

نازل نموده والضحای دیگری را

تاریخ عشق از نو شروع شد ، ای قلم ها !

از سر بگیرید ابتدای دیگری را

در باز مانده مثل این که می پذیرند

افتاده از پا و گدای دیگری را

بنده نوازی رسم و آیین است اینجا

حاتم گدا ، محتاج و مسکین است اینجا

 


شعر به صورت کامل  در ادامه مطلب


 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۱۴
زائر

 

حضرت زینب (س)  _ مناجات

 

 

ای آنکه شکستی کمر فاصله‌ ها را

بگذاشته‌ ای پشت سرت مرحله‌ ها را

 

از برکت چشمان مسلمان تو داریم

سوگند به سجاده ی تو نافله ها را

 

ای آنکه کشیده است بیابان به بیابان

ردّ  قدمت زحمت این آبله‌ ها  را

 

بگذار به جای تو در این قافله باشم

شاید بتوانم بکشم سلسله‌ ها را

 

یک لرزه بیانداز بر این معجر سبزت

تا اینکه ببینم گذر زلزله‌ ها را

 

غیر از تو کسی همّت اینگونه ندارد

پایان برساند همه ی غائله‌ ها را

 

آن روز که پابوس حریم تو بیاییم

احرام ببندیم تن قافله‌ ها را

 

علی اکبر لطیفیان

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۰۵
زائر

 

حضرت زینب (س)  _  ولادت

 

 

آرامش زیبای دو دریاست نگاهش

این دختر آرام و صبوری که رسیده

از شوق ، علی سفره به اندازه ی یک شهر

انداخت ، به شکرانه ی نوری که رسیده

 

کاشانه ی اهل دل و میخانه ی هستی

دنیا و سماوات و عوالم همه روشن

عطر خوش او پر شده در شهر مدینه 

به به چه گلی ! چشم و دلت فاطمه ! روشن

 


ادامه شعر به صورت کامل  در  ادامه مطلب


 

 

آرامش زیبای دو دریاست نگاهش

این دختر آرام و صبوری که رسیده

از شوق ، علی سفره به اندازه ی یک شهر

انداخت ، به شکرانه ی نوری که رسیده

 

کاشانه ی اهل دل و میخانه ی هستی

دنیا و سماوات و عوالم همه روشن

عطر خوش او پر شده در شهر مدینه 

به به چه گلی ! چشم و دلت فاطمه ! روشن

 

لبخند نشسته به لب حضرت ساقی  

مرضیه دلش وا شده از دیدن دختر 

تا آمده لبریز شده چشمه ی تسنیم

کامل شده با آیه ی او سوره ی کوثر

 

بی تاب شدی ، دختر مهتاب رخ عشق !

بارانی اشک است چرا صورت ماهت ؟

گریانی و پیش کسی آرام نداری

دنبال کدام آیت حق است نگاهت؟

 

باران بهاری شده‌ ای دختر حیدر !

زهرا چه کند گریه ی تو بند بیاید

باید که بگویند کنار تو حسینت 

تا شاد شوی ، با گل و لبخند بیاید

 

همسایه ندیده‌ به خدا سایه‌ ای از تو

تمثیل حیایی تو و تندیس وقاری

پیداست ولی دختر سردار حنینی

از شور کلام و دل شیری که تو داری

 

شعر شب میلاد تو هم پر شده از اشک

بانو ! چه کنم روی دلم سوی فرات است

جز اشک چه گویم که همه هستی عالم

عشق تو ، حسین تو ، قتیل العبرات است

 

اینقدر نریز اشک، صبوری کن و بگذار

هر قطره ی این اشک برای تو بماند

وقتی شب باریدن اشک است که مادر

در گوش تو لالایی پرواز بخواند

 

یک روز بیاید که پدر را تو ببینی

با چشم پر از اشک در آن غسل شبانه

با چادر خاکی برود مادر و فردا

با چادر کوچک بشوی خانم خانه

 

یک روز بیاید که تو باشی و بیفتد

آن سایه ی سر ، بی سر و بی سایه به صحرا

ناموس خدا باشی و بر ناقه ی عریان

بنشینی و یک شهر بیاید به تماشا

 

 

قاسم صرافان

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۴ ، ۱۵:۰۹
زائر