بسم الله الرحمن الرحیم
کانال تلگرام وبلاگ زائرانه با بهترین اشعار مدح ، ولادت و شهادت اهل بیت علیهم السلام
در مناسبات مذهبی مختلف
+ تک بیتی های ناب با تصاویر زیبا
عضویت در کانال تلگرام زائرانه (کلیک کنید)
http://telegram.me/zaeraneh
http://telegram.me/zaeraneh
حضرت زهرا (س) _ ولادت / مدح
آمدی تا که نگین دل خاتم باشی
کوثر و خیر کثیر همه عالم باشی
آمدی فاطمه ! صبح ازلی روشن شد
آمدی فاطمه ! چشمان علی روشن شد
چشم مولا که شد از نور تو روشن ای ماه
گفت لا حول و لا قوة الّا بالله
تو که در بندگی و زهد و وفا دریایی
پاره قلب نبی انسیة الحورایی
حضرت طاهره ، منصوره ، بتول عذرا
راضیه ، مرضیه ، صدیقه ، زکیه ، زهرا
خانه ساده ات از صدق و صفا لبریز است
قلب سجاده ات از نور دعا لبریز است
هر که از باغ بهشت تو سخن میگوید
سخن از حُسن کریم تو حَسن میگوید
به سر دوش نبی نور دو عینی داری
جان عالم به فدایت چه حسینی داری
در کَرَم خانه لطف تو مقرب باشد
هر که خاک قدم حضرت زینب باشد
هر کسی نزد تو احساس بهشتی دارد
چادرت رایحه یاس بهشتی دارد
چادرت خیمه گه شرم و عفاف است ای گل
آسمان دور سرت گرم طواف است ای گل
انقلاب تو شده مبدأ ایمان مادر!
شده مدیون تو و خون تو قرآن مادر!
تا قیامت به همه درس بصیرت دادی
تو به دین این همه سرمایه ی عزت دادی
نقش یا فاطمه سربند مجاهد ها شد
امتداد ره تو نهضت عاشورا شد
مکتب سرخ ولای تو حسینیها داشت
نسل تو خامنه ای ها و خمینی ها داشت
ماند نام تو و در کل جهان نامی شد
نور تو مبدأ بیداری اسلامی شد
رشته مهر دل ما همه در دست شماست
کشور ما به خدا خانه دربست شماست
هرچه تهدید و یا هرچه که تحریم شویم
به خداوند محال است که تسلیم شویم
گر مقاوم همگی لب ز شکایت دوزیم
به خدا با مدد مادری ات پیروزیم
آی ای دشمن زهرا و علی ننگت باد
کمتر ای بی سر و پا زمزمه ی جنگت باد
که مرا زمزمه ی جنگ تو آزار دهد
و اگر رهبر من رخصت پیکار دهد
به خدا سر ز تن نحس تو سرکش بزنم
دفتر و میز و گزینه هایت آتش بزنم
همه دنیا شده فریاد عدالتخواهی
کاش این جمعه شود با مدد تو راهی
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
عالمی منتظر گفتن بسم الله اوست
کاش می آمد و بودیم کنارش یارش
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
احمد واعظی
پی نوشت : سروده ی احمد واعظی در محضر رهبر انقلاب .
دیدار مقام معظم رهبری با جمعی از مداحان اهل بیت علیهم السلام 1394/01/20
حضرت زهرا (س) _ مدح
اگر بال و پرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
و گر جان و سرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر روز قیامت از عطش جانم به لب آید
شراب کوثرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر آب بقا ریزند بی حیدر نمی نوشم
و گر چشم ترم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر سلمان شوم بی مهر زهرا نامسلمانم
خلوص بوذرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر چون نخل خشکی باشم و از روضه ی رضوان
همه برگ و برم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر در روضه ی رضوان هزاران حوری و غلمان
دمادم ساغرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر با آن همه فیض منا در ماه ذیحجّه
وقوف مشعرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر با دست جبریل امین پروانه ی جنّت
به صبح محشرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر از کلّ سادات ملک بر قلّه ی گردون
مقام برترم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر بر مسند شاهی به بام عرش بنشینم
هزاران کشورم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر از کثرت اشک سحر در خلوت شب ها
دو دریا گوهرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر دائم بمیرم وز نفس های مسیحایی
روان بر پیکرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
اگر با جام خضر از چشمه ی آب بقا ، هر دم
حیات دیگرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
کی ام من «میثمم» عمری گدای کوی زهرایم
و گر صد افسرم بخشند بی زهرا نمی خواهم
استاد غلامرضا سازگار
حضرت زهرا (س) _ شهادت
چند تایی زدند با پا در
تا که افتاد روی زهرا ، در
گیرم از دست سنگ ها نشکست
چه کند بار شیشه اش با در
همه کج رفته اند ... حتی میخ
همه لج کرده اند ... حتی در
کم نیاورده است ، اما شال ...
کم نیاورده است ، اما در ...
سرش از ازدحام ناچاراً
یا به دیوار می خورد یا در
می کشیدند از توی کوچه
فاطمه را یکی یکی تا در
دختری داد میزند: بابا !
دخترى داد میزند: مادر !
علی اکبر لطیفیان
حضرت زهرا (س) _ شهادت
حوریه ی علی بدنت را عقب بکش
در سوخته است ، زود تنت را عقب بکش
امروز که ز دنده ی چپ پا شده ست میخ
با احتیاط پیرهنت را عقب بکش
بو می برند کوله ی بارت شکستنی ست
از در نفس نفس زدنت را عقب بکش
سینه سپر کن و جلوی نعره ها بایست
ای شیرزن ! اباالحسنت را عقب بکش
فضه برای وضعیتِ حال تو بس است
دیگر حسین را... حسنت را... عقب بکش
علی اکبر لطیفیان
حضرت زهرا (س) _ مرثیه و مدح
فاطمه روزی که خلقت شد سراسر نور بود
نور قبل از خلقتش در ذات حق مستور بود
نوری از وجه خدا مستغرق اندر ذات هو
کار او تسبیحِ سبحان ، قبلِ هر دستور بود
او برای مادری کردن بر عالم ، زاده شد
یعنی از لطف ربوبی سوی ما مأمور بود
بانوی عصمت که یاری ولایت شأن اوست
نام او منصوره و در آسمان مشهور بود
تا که پای امتحان آمد ز حکمت در میان
قبل خلقت امتحان داد و بحق مشکور بود
پاسخ زهرا به هر امر خدا لبیک شد
بس که بی چون و چرا در طاعت مذکور بود
لیله القدر علی ، بدر تمام مصطفی
آمد آن روزی که زیر دست و پا محشور بود
ای خدا انسیه الحوری کجا و میخ در
حوریه رنجور بود و خصم او مسرور بود
هیزم و آتش ، لگد ، نعره ، صدای استخوان
ای عجب ابلیسِ دون آنجا بساطش جور بود
ثقل کبری بر زمین و ثقل اکبر در طناب
این چنین منصوره کفوِ حضرت منصور بود
صبر هم صبر علی این صبر هم دستور بود
فاتح خیبر به قتل صبر خود مأمور بود
کوچه ای تنگ و دل سنگ و قتالِ نار و نور
گوشوار و سیلی و وضعیتی ناجور بود
امتحانِ فاطمه تا زیر سمّ اسب رفت
پیش چشم زینبش خون خدا منحور بود
سرّ مکنون خدا در کوفه و شام بلا
بر ملا با معجر پاره ولی در نور بود
راه را گم می کند هرکس که دور از نور شد
این چنین قرآن ناطق تا کنون مهجور بود
فتنه را مانند زهرا و علی باید شناخت
باید از هستی گذشتن ، آنچه را مقدور بود
در ره زهرا تولا و تبرا توأم است
در قیام او حمایت از علی منظور بود
عبرت از این ره جهاد است و شهادت تا ابد
انقلاب فاطمی تا کربلا تا دور ... بود
محمود ژولیده
دوبیتی شهادت حضرت فاطمه (س)
دو بیتی شهادت حضرت زهرا (س)
دیگر آن خنده ی زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره ی اشک علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید که کسی همچو عـلـی تنها نیست
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد
*****
الا ای چاه ، یارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد
*****
لعنت به عدو که روح تقوا را کشت
ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت
باز آ و بگیر انتقامی سنگین
از آنکه ز راه ظلم زهـرا را کشت
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد
*****
غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست
جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست
ای مرگ بیا! که زندگی کردن من
بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد
حضرت زهرا (س) _ شهادت
دنبال بهاریم ، بهاری که نداریم
دریاب زمین را به قراری که نداریم
این چشم بیارا به غباری که نداریم
دنبال مزاریم ، مزاری که نداریم
عزمی بده تا مرز جهادی تو باشیم
ای کاش بیایی و منادی تو باشیم
*****
عزم من و تو جزم شد و کارگر افتاد
دشمن به عقب رفته و از پشت سر افتاد
تا پای فشردیم از عالم سپر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
ما سخره ی سختیم که از باد نلرزیم
این درس به ما مادر ما داد نلرزیم
*****
هر جا که بلند است به زیر قدم ماست
بر هر چه سه تیغ است شکوه عَلَم ماست
هر بیش که دارند در این پهنه کَم ماست
موجیم که آسودگی ما عَدَم ماست
ما درس جز از محضر اسلام نگیریم
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
*****
هر بادِ مخالف شده جوشن به تنِ ما
هر تیر توان داد به برخاستنِ ما
با ماست همیشه نفسِ بت شکن ما
در سایه ی زهراست تمام وطن ما
این خصم زبون است اگر بد دهنی کرد
وین سیره ی زهراست که دشمن شکنی کرد
*****
بانو چه شگفت است هبوتی که تو داری
قدر است چه قدری ملکوتی که تو داری
صد رشته قنات است قنوتی که تو داری
آرامش دریاست سکوتی که تو داری
دریای علی ، غیرت طوفانی ات عشق است
ای مرد ترین مرد ، رجز خوانی ات عشق است
*****
در پای علی درد به بال و پرت افتاد
از دست خزان ساقه ی نیلوفرت افتاد
هر شام و سحر بر سَرِ شاخه سرت افتاد
خون بود که از زخم تو بر بسترت افتاد
این چوب مرا کُشت که شد نوبت تابوت
گهواره نشد قسمت و شد قسمت تابوت
*****
با تو چقدر رایحه گُلخانه ی من داشت
این نبض کنار تو فقط میل زدن داشت
قبل از زدنت خنده به لب نیز حسن داشت
افسوس که این بُغچه ی کوچک سه کفن داشت
این ساعت آخر بنشین زار بگرییم
بر غارت پیراهن و دستار بگرییم
حسن لطفی
حضرت زهرا (س) _ شهادت
چون رسد لحظه ی با زور علی را بردن
باید آماده شود شیعه برای مُردن
روز تنهایی مولا که کسی جز من نیست
چاره ای نیست به جز رفتن و سیلی خوردن
گر بنا نیست همیشه برسد غنچه به بار
بهتر آن است همان سوختن و پژمردن
بهتر آن است که مظلومه سفارش نشود
ورنه حساس شود دشمنش از آزردن
هتکِ ناموس خدا پیش امامش سخت است
سخت تر اینکه علی را به ولی نشمردن
چون ز یک شهر وفایی نرسد چاره کجاست
جز به دیوار ، تن فاطمه را بسپردن
آن همه توصیه فرمود پیمبر ، این شد
چاره ای نیست به جز غیر خدا نسپردن
باید افتاد ز پا تا علی از جا خیزد
ورنه بی فایده می بود فقط غم خوردن
آری امروز علی را به طنابی بردند
می رسد نوبت بی سر شدن و سر بُردن
یک تنه باید از این راه چو زهرا برویم
که مرام شهدا نیست ز غم افسردن
محمود ژولیده
حضرت زهرا (س) _ شهادت و مرثیه
به میخ بگید اینجا درِ عالم اسراره ، نزن
به در بگید کنار این لاله یه دیواره ، نزن
بگید به آتش نسوزون دامن بانوی منو
شعله به قلب عاشقی که پیش دلداره نزن
برگِ گُله صورت اون ، طاقت سیلی نداره
یاسِ منم ـ مثل خدا ـ یک گل بی خاره ، نزن
این در عرشم که نبود ، جای لگدهای تو نیست
شش ماهه زهرا تو دلش اسم خدا داره ، نزن
برگه ی اثبات فدک ، نیست توی دستش به خدا
تنها توی دستای اون گوشه ی دستاره ، نزن
پاسخ حرفای یه زن غلاف شمشیره مگه ؟
حداقل تا جلوی چشم یه سرداره ، نزن
وا شدن دستای اون این همه شلاق نمی خواد
فاطمه از غصه ی من چند روزه بیماره ، نزن
دستامو که بستی بسه ، با صبر من بازی نکن
نمک به زخم اسیری که نداره چاره ، نزن
هـی به خودم میگم علی ! اینقده بی تابی نکن
ناله ببین زینب اگه میشنوه ، بیداره ، نزن
قاسم صرافان
حضرت زهرا (س) _ شهادت
دارم عذاب می کشم و آب می کشم
با چاه آه از دل بی تاب می کشم
بعد از سه ماه گونه ی مهتاب دیدنیست
دارم خجالت از رخ مهتاب می کشم
کِی در کنار خاک تو من خاک می شوم
کِی رَخت خویش از دل سیلاب می کشم
سلمان پیر زیر بغل های من گرفت
خود را به روی شانه ی اصحاب می کشم
عکس تو مانده است به دیوار خانه ام
دستی که بسته شد روی این قاب می کشم
من هرچه می کشم همه از دست قنفذ است
داد از مغیره گوشه ی محراب می کشم
از کوچه از غلاف و در و تازیانه اش
از روسری و بستر و خوناب می کشم
دارم لباسِ سوخته ات را جمع می کنم
این میخِ لخته خون زده را آب می کشم
حسن لطفی
حضرت زهرا (س) _ شهادت
می دونید رفتن دلبر یعنی چی ؟
معنی لحظه ی آخر یعنی چی ؟
باغ بی غنچه چه معنایی داره ؟
آشیون بی کبوتر یعنی چی ؟
جلوی چشم یه دختر ، نیمه شب
بردن تابوت مادر یعنی چی ؟
بره یار و نشه فریاد بکشی
چه می فهمیم ما که مضطر یعنی چی ؟
پاهاش انگار نای حرکت نداره
بدون فاطمه حیدر یعنی چی ؟
اشکای نم نم ساقی می دونن
وقتی که بشکنه ساغر یعنی چی
درِ علمه علی و خوب می دونه
وقتی آتیش بگیره در یعنی چی ؟
اونی که پر زده یار جوونش
می دونه غنچه ی پرپر یعنی چی ؟
کی می دونه جای دستای تبر
روی برگای صنوبر یعنی چی ؟
اولین باره که سلمان می بینه
لرزش زانوی حیدر یعنی چی ؟
بعد از این بی فاطمه ، پیش علی
می دونید خوندن کوثر یعنی چی ؟
قاسم صرافان