زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

۱۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

 

امام محمد باقر (ع)  _  ولادت

 

 

برخیز نگارا که بهار طرب آمد

عید عجم و جشن نشاط عرب آمد

از کثرت انوار یکی روز و شب آمد

پایان جمادی شد و ماه رجب آمد

 

ماهی که شود ملک جهان خلد مخلّد

از یمن قدوم دو علی و دو محمّد

 

بر اهل ولا عید مؤیّد شده امروز

در جلوه رخ داور سرمد شده امروز

لبخند ، عیان بر لب احمد شده امروز

میلاد همایون محمّد شده امروز

 

در دامن خورشید ، عیان قرص قمر شد

فخر دو جهان سیّد سجّاد پدر شد

 

امشب صدف بحر ولایت گهری زاد

یا دخت حسن فاطمه ، زیبا پسری زاد

در خانۀ خورشید ولایت قمری زاد

یا بار دگر آمنه پیغامبری زاد

 

این است که دو فاطمه را نور دو عین است

پور دو علی باشد و نجل حسنین است

 

این گوهر یکدانۀ دریای عقول است

در مکتب دین دوستیش اصل اصول است

ماه دو علی مهر دل آرای رسول است

فرزند حسین است و عزیز دو بتول است

 

مولای همه عبد خداوند مقام است

تا حشر امام است امام است امام است

 

این محور دین اختر تابندۀ علم است

در قلب زمان ، نور فزاینده علم است

آرندۀ علم است و نمایندۀ علم است

گویند که علم است و شکافندۀ علم است

 

در کنیه ابوجعفر و باقر شده نامش

پیغمبر اسلام فرستاده سلامش

 

دشمن به عداوت خجل از کثرت خیرش

فرقی نکند گاه کرامت خود و غیرش

جبریل امین گم شده در وادی سیرش

شیرینی جان قصه شیرین عُزیرش

 

علم همه یک قطره ز دریای کمالش

دیوانه شود عقل به توصیف جلالش

 

ای گوهر شش بحر و یم هفت دُر ناب

ای سائل انوار رخت مهر جهان تاب

بی مهر تو طاعات ، چو نقش آمده بر آب

خاک قدم طفل دبستان تو اقطاب

 

فرزند پیمبر پدر هفت امامی

هم فرش مکان هستی و هم عرش مقامی

 

انوار دل از روی نکو تر ز مه تو

جن و بشر و خیل ملائک سپه تو

جان همه خوبان جهان خاک ره تو

شد باعث بینائی جابر نگه تو

 

ما را ز گنه نیست به جز روی سیاهی

ای چشم خداوند ، کرم کن به نگاهی

 

از شوق تو چون مهر تو چون داغ به سینه

چشمم به بقیع است و دلم سوی مدینه

ای شمع دل پنج امین و دو امینه

ما غرق به دریای گناه و تو سفینه

 

غرقیم ولی چشم به احسان تو داریم

با دست تهی دست به دامان تو داریم

 

مهر تو ثمر گشته بسی حاصل ما را

حبّ تو صفا داده بقیع دل ما را

وصف تو همی شور دهد محفل ما را

اینگونه سرشتند از اول گل ما را

 

تا حشر گُل مهر تو روید ز گِل ما

آوای تو پیوسته برآید ز دل ما

 

تو کعبه ای و کعبه گرفتار بقیعت

پیوسته ملک سائل زوّار بقیعت

جان و دل ما شمع شب تار بقیعت

تا چهره گذاریم به دیوار بقیعت

 

این درد فراقی که به جان است دوا کن

بر ما ز ره لطف گذرنامه عطا کن

 

ای بوسه گه یوسف زهرا دهن تو

نقل دهن ما همه نَقل سخن تو

جان همه قربان تو و جان و تن تو

صد شکر که "میثم" شده مرغ چمن تو

 

غیر از گل مهر تو به گلزار نبوید

جز مدح تو و عترت اطهار نگوید

 

 

  غلامرضا سازگار        

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 


 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۰۱
زائر

 

شهدا  / امام / رهبری

 

دیدم آن حالات شوق و شور را
در میان چهره هاشان نور را

در هوای عاشقی  پر می زدند
تا خدا با گریه معبر می زدند

در دل شب با نوا و زمزمه
ذکرشان  یا فاطمه ، یا فاطمه

بین چهره عکس یک لبخند بود
همه ی هستی شان سربند بود

از همه افلاک برتر بوده اند
دوست نه ، بلکه برادر بوده اند

تشنه لب دادند جان پای حسین
عاشقان حضرت پیر خمین

با شهادت زندگی زیبا شود
عاشقی با سوختن معنا شود

حال ، آنها رفته و ما مانده ایم
از شهادت ، ما همه جا مانده ایم

تا نفس داریم تا که زنده ایم
ای شهیدان از شما شرمنده ایم

تا ابد رزمنده ایم پای ولی
جان فدای حضرت سیّد علی

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۴ ، ۰۸:۰۷
زائر

 

امام زمان (عج)  _  غزل انتظار

 

 

روز ظهور می رسد آیا ؟ خدا کند
باید امام منتظران یک دعا کند


آید ز کعبه بانگ اناالمهدی اش به گوش
از شرق و غرب ، لشکر خود را صدا کند


خواند کنار بیت خدا روضه ی حسین
یک باره کعبه را حرم کربلا کند


جدش علی بتان حرم را به خاک ریخت
او کعبه را ز دام اجانب رها کند


با تیغ خود مطالبه ی  خون خویش را
از دشمنان آل محمد ، خدا کند


باشد که دست شیعه هزاران هزار بار
سر از تن یزید و سپاهش جدا کند


قامت پس از اقامه ببندد پی نماز
قد قامتش ، قیامت دیگر به پا کند


عیسی ز آسمان چهارم کند نزول
تا در زمین به مهدی ما اقتدا کند


تا رو به سوی کرب و بلا آرد از حجاز
آهش نسیم را نفس نینوا کند


میثم ! بریز اشک و دعای فرج بخوان
تا حق ز کار منتظران ، عقده وا کند

 

 

غلامرضا سازگار          

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۵۷
زائر

 

حضرت علی (ع)  _  مدح

 

 

شیرش حلال آنکه مرا خاک پاش کرد

نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد

 

هر آنچه می دهد کرمش کم نمی شود

باید کریم بلکه کرم را گداش کرد

 

پایم اگر به سمت جهنم نمی رود

دستم توسلی به ضریح عباش کرد

 

موسی و خضر و یوسف و عیسی به جای خود

هنگام مشکلات ، نبی هم صداش کرد

 

تصویر اوست عکس تمام پیمبران

او را خداش آینه انبیاش کرد

 

کعبه برای آمدنش بود ، نه طواف

پس کعبه را برای قدومش بناش کرد

 

خیلی گره زدند به اسلام ، باز کرد

هر آنچه کرد پنجه مشکل گشاش کرد

 

در کودکی ش نیز علی مرد جنگ بود

پس ذوالفقار نیست اگر لافتی ش کرد

 

در آستان یک نخ عمامه سرش

باید تمام خلق جهان را فداش کرد

 

رد می شد از محله ی ما دلدل علی

افتاد سنگ زیر سم او، طلاش کرد

 

 

علی اکبر لطیفیان      

 


 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۰۹
زائر

 

اهل بیت  _  مدح / عاشقانه

 

 

عاشقى که نیست حیران تو ، حیران می شود

خواه یا ناخواه ، خواهان بیابان می شود

 

هر که بین ره پشیمان شد ز عاشق بودنش

از پشیمان بودنش حتماً پشیمان می شود

 

در بیابان طلب خار که بودن مطرح است

خار، خار گل نشد ، خار مغیلان می شود

 

وصل یا هجران تماماً بستگى دارد به تو

تو بخواهى هجر ، وصل و وصل ، هجران می شود

 

گیسوى آشفته ات حال مرا آشفته کرد

با پریشان هر که می گردد پریشان می شود

 

گر تو باشى و نباشد هیچ کس در محضرت

کوچه هاى مصر هم مانند کنعان می شود

 

نامه ام را دیدم و پشت شما مخفى شدم

طفل هر وقت اشتباهى کرد پنهان می شود

 

من سگ آلوده ام اما پناهنده شدم

کهف اگر کهف تو باشد سگ هم انسان می شود

 

من که گریان نیستم ، یعنى که عاشق نیستم

ورنه عاشق مثل طفلان زود گریان می شود

 

رزق تو از هر طرف باشد معانیش یکى ست

نان اگر از هر طرف خوانده شود نان می شود

 

با کریمان گشتن و آدم شدن دشوار نیست

چه کسى گفته نخواهد شد ، به قرآن می شود

 

خاک پاى گل شدن از بهترین حاجات ماست

خاک عاشق بعد مردن خاک گلدان می شود

 

کیسه بر شانه بینداز و به هر جا سر بزن

آب و نانى جمع کن ، دارد زمستان می شود

 

در حقیقت ذکر یا معشوق و یا عاشق یکی ست

گاه آن این می شود ، گه گاه این آن می شود

 

من نمی دانم چرا هر وقت که تب می کنم

مادرم پا می شود رو به خراسان می شود

 

خادمانت هم اباالفیضند و حاجت می دهند

با کریمان هر که بنشست از کریمان می شود

 

درد بسیار است اما به طبیبان سر نزن

دردها با یا ابوالفضل است درمان می شود

 

بردن این مشک که کار من بى دست نیست

کور شد وقتى گره ، محتاج دندان می شود

 

 

 علی اکبر لطیفیان          

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۴ ، ۱۳:۰۷
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  ولادت / مدح

 


آمدی تا که نگین دل خاتم باشی
کوثر و خیر کثیر همه عالم باشی

آمدی فاطمه !  صبح ازلی روشن شد
آمدی فاطمه !  چشمان علی روشن شد

چشم مولا که شد از نور تو روشن ای ماه
گفت لا حول و لا قوة الّا بالله

تو که در بندگی و زهد و وفا دریایی
پاره قلب نبی  انسیة الحورایی

حضرت طاهره ، منصوره ، بتول عذرا
راضیه ، مرضیه ، صدیقه ، زکیه ، زهرا

خانه ساده‌ ات از صدق و صفا لبریز است
قلب سجاده ات از نور دعا لبریز است

هر که از باغ بهشت تو سخن می‌گوید
سخن از حُسن کریم تو حَسن می‌گوید

به سر دوش نبی نور دو عینی داری
جان عالم به فدایت چه حسینی داری

در کَرَم خانه لطف تو مقرب باشد
هر که خاک قدم حضرت زینب باشد

هر کسی نزد تو احساس بهشتی دارد
چادرت رایحه یاس بهشتی دارد

چادرت خیمه گه  شرم و عفاف است ای گل
آسمان دور سرت گرم طواف است ای گل

انقلاب تو شده مبدأ ایمان مادر!
شده مدیون تو و خون تو قرآن مادر!

تا قیامت به همه درس بصیرت دادی
تو به دین این همه سرمایه ی عزت دادی

نقش یا فاطمه سربند مجاهد ها  شد
امتداد ره تو نهضت عاشورا  شد

مکتب سرخ ولای تو حسینی‌ها داشت
نسل تو خامنه ای ها و خمینی ها داشت

ماند نام تو و در کل جهان نامی شد
نور تو مبدأ بیداری اسلامی شد

رشته مهر دل ما همه در دست شماست
کشور ما به خدا خانه دربست شماست

هرچه تهدید و یا هرچه که تحریم شویم
به خداوند محال است که تسلیم شویم

گر مقاوم همگی لب ز شکایت دوزیم
به خدا با مدد مادری ات پیروزیم

آی ای دشمن زهرا و علی ننگت باد
کمتر ای بی سر و پا زمزمه ی جنگت باد

که مرا زمزمه ی جنگ تو آزار دهد
و اگر رهبر من رخصت پیکار دهد

به خدا سر ز تن نحس تو سرکش بزنم
دفتر و میز و گزینه هایت آتش بزنم

همه دنیا شده فریاد عدالت‌خواهی
کاش این جمعه شود با مدد تو راهی

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
عالمی منتظر گفتن بسم الله اوست

کاش می آمد و بودیم کنارش یارش
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

احمد واعظی    

 

 


 

  پی نوشت :  سروده ی احمد واعظی در محضر رهبر انقلاب .

                  دیدار مقام معظم رهبری با جمعی از مداحان اهل بیت علیهم السلام   1394/01/20

 


 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۲۳
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  مدح

 

 

اگر بال و پرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

و گر جان و سرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر روز قیامت از عطش جانم به لب آید

شراب کوثرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر آب بقا ریزند بی حیدر نمی نوشم

و گر چشم ترم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر سلمان شوم بی مهر زهرا نامسلمانم

خلوص بوذرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر چون نخل خشکی باشم و از روضه ی رضوان

همه برگ و برم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر در روضه ی رضوان هزاران حوری و غلمان

دمادم ساغرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر با آن همه فیض منا در ماه ذیحجّه

وقوف مشعرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر با دست جبریل امین پروانه ی جنّت

به صبح محشرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر از کلّ سادات ملک بر قلّه ی گردون

مقام برترم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر بر مسند شاهی به بام عرش بنشینم

هزاران کشورم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر از کثرت اشک سحر در خلوت شب ها

دو دریا گوهرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر دائم بمیرم وز نفس های مسیحایی

روان بر پیکرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

اگر با جام خضر از چشمه ی آب بقا ، هر دم

حیات دیگرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

کی ام من «میثمم» عمری گدای کوی زهرایم

و گر صد افسرم بخشند بی زهرا نمی خواهم

 

 

 استاد غلامرضا سازگار    

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۴۴
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  مدح

 

 

من خدایم که همه کوی مرا می جویند
همه ذرات فلک حمد مرا می گویند


    من خدایم که همه راه مرا می پویند     
همه جان ها به ید قدرت من می رویند


همه چیز و همه کس در همه جا مال من است
دل هر جامد و جنبنده به دنبال من است


       آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان       
در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان


نه شبی بود و نه روزی و نه چرخی ، نه جهان  
نه پری بود و نه جبرئیل و نه دوزخ نه جنان


     دل من در پی یک واژه ی بی خاتمه بود       
اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود


   ز طفیل گل او ساخته ام دنیا را        
من به عشق رخ او ساخته ام طاها را


      میل او بود بسازم علی اعلی را          
جبرئیل و فلک و آدم و پس حوا را


          از ازل تا به ابد هر چه و هر کس هستند        
همه مدیون رخ فاطمه ی من هستند


         به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست        
فاطمه چون من تنها ، به دو عالم تنهاست


       در میان همه آثار که از من بر جاست       
همه ی دار و ندارم گل روی زهرا ست


         نه همین بهر پدر پاره ای از تن باشد        
فاطمه پاره ای از جان و تن من باشد

 

احمد عزیزی            

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 


 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۳۸
زائر

 

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

 

چند تایی زدند با پا در

تا که افتاد روی زهرا ، در
 

گیرم از دست سنگ ها نشکست

چه کند بار شیشه اش با در

 
همه کج رفته اند ... حتی میخ

همه لج کرده اند ...  حتی در
 

کم نیاورده است ، اما شال ...

کم نیاورده است ،  اما در ...

 
سرش از ازدحام ناچاراً

یا به دیوار می خورد یا در

 
می کشیدند از توی کوچه


فاطمه را یکی یکی تا در


دختری داد میزند: بابا !

دخترى داد میزند: مادر !

 

 

علی اکبر لطیفیان    

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۴۴
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

حوریه ی علی بدنت را عقب بکش

در سوخته است ، زود تنت را عقب بکش

 

امروز که ز دنده ی  چپ پا شده ست میخ

با احتیاط پیرهنت را عقب بکش

 

بو می برند کوله ی بارت شکستنی ست

از در نفس نفس زدنت را عقب بکش

 

سینه سپر کن و جلوی نعره ها بایست

ای شیرزن !  اباالحسنت را عقب بکش

 

فضه برای وضعیتِ حال تو بس است

دیگر حسین را... حسنت را... عقب بکش

 

 

 

علی اکبر لطیفیان           

 

 

 

    

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۴۶
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  مرثیه و مدح

 

 

فاطمه روزی که خلقت شد سراسر نور بود

نور قبل از خلقتش در ذات حق مستور بود

 

نوری از وجه خدا مستغرق اندر ذات هو

کار او تسبیحِ سبحان ، قبلِ هر دستور بود

 

او برای مادری کردن بر عالم ، زاده شد

یعنی از لطف ربوبی سوی ما مأمور بود

 

بانوی عصمت که یاری ولایت شأن اوست

نام او منصوره و در آسمان مشهور بود

 

تا که پای امتحان آمد ز حکمت در میان

قبل خلقت امتحان داد و بحق مشکور بود

 

پاسخ زهرا به هر امر خدا لبیک شد

بس که بی چون و چرا در طاعت مذکور بود

 

لیله القدر علی ، بدر تمام مصطفی

آمد آن روزی که زیر دست و پا محشور بود

 

ای خدا انسیه الحوری کجا و میخ در

حوریه رنجور بود و خصم او مسرور بود

 

هیزم و آتش ، لگد ، نعره ، صدای استخوان

ای عجب ابلیسِ دون آنجا بساطش جور بود

 

ثقل کبری بر زمین و ثقل اکبر در طناب

این چنین منصوره کفوِ حضرت منصور بود

 

صبر هم صبر علی این صبر هم دستور بود

فاتح خیبر به قتل صبر خود مأمور بود

 

کوچه ای تنگ و دل سنگ و  قتالِ نار و نور

گوشوار و سیلی  و  وضعیتی ناجور بود

 

امتحانِ فاطمه تا زیر سمّ اسب رفت

پیش چشم زینبش خون خدا منحور بود

 

سرّ مکنون خدا در کوفه و شام بلا

بر ملا با معجر پاره ولی در نور بود

 

راه را گم می کند هرکس که دور از نور شد

این چنین قرآن ناطق تا کنون مهجور بود

 

فتنه را مانند زهرا و علی باید شناخت

باید از هستی گذشتن ، آنچه را مقدور بود

 

در ره زهرا تولا و تبرا توأم است

در قیام او حمایت از علی منظور بود

 

عبرت از این ره جهاد است و شهادت تا ابد

انقلاب فاطمی تا کربلا تا دور ... بود

 

 

 محمود ژولیده             

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۲۶
زائر

 

 

دوبیتی شهادت حضرت فاطمه (س)

 

 

 

 

 

دو بیتی شهادت حضرت زهرا (س)

 

 

دیگر آن خنده‌ ی  زیبا به لب مولا نیست

همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست

قطره ی  اشک علی تا به ته چاه رسید

چاه فهمید که کسی همچو عـلـی تنها نیست

شهادت حضرت فاطمه (س)  تسلیت باد

 

*****

 

الا ای چاه ، یارم را گرفتند

گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

شهادت حضرت فاطمه (س)  تسلیت باد

 

*****

 

لعنت به عدو که روح تقوا را کشت

ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت

باز آ و بگیر انتقامی سنگین

از آنکه ز راه ظلم زهـرا را کشت

شهادت حضرت فاطمه (س)  تسلیت باد

 

*****

 

غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست

جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست

ای مرگ بیا! که زندگی کردن من

بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست

شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت باد

 

 


 

ادامه  "دوبیتی های شهادت حضرت فاطمه (س)"   در   ادامه مطلب

 


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۴ ، ۰۸:۳۵
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

دنبال بهاریم ، بهاری که نداریم

دریاب زمین را به قراری که نداریم

این چشم بیارا به غباری که نداریم

دنبال مزاریم ، مزاری که نداریم

عزمی بده تا مرز جهادی تو باشیم

ای کاش بیایی و منادی تو باشیم

 

*****

 

عزم من و تو جزم شد و کارگر افتاد

دشمن به عقب رفته و از پشت سر افتاد

تا پای فشردیم از عالم سپر افتاد

با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

ما سخره ی سختیم که از باد نلرزیم

این درس به ما مادر ما داد نلرزیم

 

*****

 

هر جا که بلند است به زیر قدم ماست

بر هر چه سه تیغ است شکوه عَلَم ماست

هر بیش که دارند در این پهنه کَم ماست

موجیم که آسودگی ما عَدَم ماست

ما درس جز از محضر اسلام نگیریم

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

 

*****

 

هر بادِ مخالف شده جوشن به تنِ ما

هر تیر توان داد به برخاستنِ ما

با ماست همیشه نفسِ بت شکن ما

در سایه ی زهراست تمام وطن ما

این خصم زبون است اگر بد دهنی کرد

وین سیره ی  زهراست که دشمن شکنی کرد

 

*****

 

بانو چه شگفت است هبوتی که تو داری

قدر است چه قدری ملکوتی که تو داری

صد رشته قنات است قنوتی که تو داری

آرامش دریاست سکوتی که تو داری

دریای علی ، غیرت طوفانی ات عشق است

ای مرد ترین مرد ، رجز خوانی ات عشق است

 

*****

 

در پای علی درد به بال و پرت افتاد

از دست خزان ساقه ی نیلوفرت افتاد

هر شام و سحر بر سَرِ شاخه سرت افتاد

خون بود که از زخم تو بر بسترت افتاد

این چوب مرا کُشت که شد نوبت تابوت

گهواره نشد قسمت و شد قسمت تابوت

 

*****

 

با تو چقدر رایحه گُلخانه ی من داشت

این نبض کنار تو فقط میل زدن داشت

قبل از زدنت خنده به لب نیز حسن داشت

افسوس که این بُغچه ی کوچک سه کفن داشت

این ساعت آخر بنشین زار بگرییم

بر غارت پیراهن و دستار بگرییم

 

 

حسن لطفی       

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۳۵
زائر