زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

۳۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

 

مناجات با امام حسین (ع)    _   مدح 

 

 

 

تا که روزی گدایان از کریمان میرسد

رزق اشک چشم های ما فراوان میرسد

 

هر کجا که روضه باشد فقر ریشه کن شده

مطمئناً بر سر هر سفره ای نان میرسد

 

فاطمه چشم انتظار یک حسین از سوی ماست

تا که میخوانم  "حسین "  از مادرش  "جان"  میرسد

 

ما هزار و چهارصد سال است پای پرچمیم

قدمت این نوکری ما به سلمان میرسد

 

نه فقط ما ، اهل سنت نیز مدیون تو اند

خیرِ بسیار شما بر هر مسلمان میرسد

 

سرنوشت هرکسی از تو جدا شد آتش است

تو ز قلبش می روی و زود شیطان میرسد

 

 

آبرویم پیش مردم از غلامیِ شماست

مور اینجا رتبه اش تا به سلیمان میرسد

 

مشکلاتم گرچه بسیار است اما راحتم

تا تو هستی پا به پای درد ، درمان میرسد

 

خشکسالی علتش این است کم یاد تو ایم

یاد تو باشیم کل سال باران میرسد

 

کربلای ما نیابت از علی موسی الرضاست

چون که دعوتنامه از شاه خراسان میرسد

 

پنجره فولاد او دارالبرات کربلاست

لطف این آقا به ما پیدا و پنهان میرسد

 

هر چه کنعان گشت دنبال تنت سودی نداشت

آخرش فهمید عطرت از بیابان میرسد

 

سهم زینب از سرِ بر نیزه ات خون دل است

مزد حمل سر ولی بر نیزه داران میرسد

 

هر چه خواهش کرد سر را دور از محمل نکرد

اشک چشمانش اثر بر خنده قاتل نکرد

 

 

سید پوریا هاشمی     

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۵۱
زائر

 

  مناجات

 

 

 سال ها گفتیم و خندیدیم و از خود غافلیم

دل به دنبال هوس ها ، ما به دنبال دلیم

 

روز و شب دیوانه ی نفسیم و مست حُبّ مال

بدتر از این ، این که پنداریم عقل کاملیم

 

دل به قصر سنگ ، خوش کرده نمی دانیم خود

عاقبت یک قبضه ی خاکیم یا مُشتی گلیم

 

بارها کُشتیم خود را با دم تیغ هوا

نفس دون را پرورش دادیم و خود را قاتلیم

 

نوح ، ما را خواند و طوفان کلّ عالم را گرفت

کشتی از ما دور شد ما نیز دور از ساحلیم

 

عیب خود نادیده ، دائم عیب مردم گفته ایم

خلق را در خواب غفلت خوانده ، از خود غافلیم

 

گه به دور کعبه می گردیم و گاهی دور بت

گه مرید حقّ شده گاهی اسیر باطلیم

 

آب و خاک و آفتاب و ابر بود و ما ، که ما

دانه ای بر خود نکاشتیم و به فکر حاصلیم

 

بارها منزل عوض کردیم تا پیری رسید

همچنان در فکر تجدید بنای منزلیم

 

بس که میثم شانه ی ما خسته از بار خطاست

در اطاعت ناتوان و در عبادت کاهلیم

 

 

 استاد غلامرضا سازگار 

 


 

 

نوروزتان زهــرایـی 

 

التماس دعا   

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

 

1393/12/29


 

 

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۳ ، ۰۱:۳۶
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

چون رسد لحظه ی با زور علی را بردن

باید آماده شود شیعه برای مُردن

 

روز تنهایی مولا که کسی جز من نیست

چاره ای نیست به جز رفتن و سیلی خوردن

 

گر بنا نیست همیشه برسد غنچه به بار

بهتر آن است همان سوختن و پژمردن

 

بهتر آن است که مظلومه سفارش نشود

ورنه حساس شود دشمنش از آزردن

 

هتکِ ناموس خدا پیش امامش سخت است

سخت تر اینکه علی را به ولی نشمردن

 

چون ز یک شهر وفایی نرسد چاره کجاست

جز به دیوار ، تن فاطمه را بسپردن

 

آن همه توصیه فرمود پیمبر ،  این شد

چاره ای نیست به جز غیر خدا نسپردن

 

باید افتاد ز پا تا علی از جا خیزد

ورنه بی فایده می بود فقط غم خوردن

 

آری امروز علی را به طنابی بردند

می رسد نوبت بی سر شدن و سر بُردن

 

یک تنه باید از این راه چو زهرا برویم

که مرام شهدا نیست ز غم افسردن

 

محمود ژولیده          

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۲۰
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت و مرثیه

 


به میخ بگید  اینجا درِ عالم اسراره ، نزن

به در بگید  کنار این لاله یه دیواره ، نزن


بگید به آتش نسوزون دامن بانوی منو

شعله به قلب عاشقی که پیش دلداره نزن


برگِ گُله صورت اون ، طاقت سیلی نداره

یاسِ منم  ـ مثل خدا ـ  یک گل بی خاره ، نزن


این در عرشم که نبود ، جای لگدهای تو نیست

شش ماهه زهرا تو دلش اسم خدا داره ، نزن


برگه‌ ی اثبات فدک ، نیست توی دستش به خدا

تنها توی  دستای اون گوشه ی  دستاره ، نزن


پاسخ حرفای یه زن غلاف شمشیره مگه ؟

حداقل تا جلوی چشم یه سرداره ، نزن


وا شدن دستای اون این همه شلاق نمی خواد

فاطمه از غصه‌ ی  من چند روزه بیماره ، نزن


دستامو که بستی بسه ، با صبر من بازی نکن

نمک به زخم اسیری که نداره ‌چاره ، نزن


هـی به خودم میگم علی ! اینقده بی تابی  نکن

ناله  ببین زینب اگه می‌شنوه ، بیداره ، نزن

 

 

قاسم صرافان          

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۳ ، ۰۸:۱۸
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

اگر دشمن کند نقش زمینم
رسد ظلم از یسار و از یمینم


به قرآن تا نفس دارم به سینه
طرفدار امـیـرلـمـؤمـنـیـنـم


اگر چه کس نکرد از من حمایت
حمایت از علی  دِینْ است و دینم


شود قربان یک موی امامم
هزاران بار طفل نازنینم


نگاهم را بگیر ای ابر سیلی
که مظلومی حیدر را نبینم


همه دشمن ، نه یاری نه معینی
فقط دیوار شد یار و معینم


تنم مجروح شد از تازیانه
بزن قنفذ بزن قنفذ من اینم


الهی بشکند دستت مغیره
بزن من دخت ختم المرسلینم


طلب کردم ز داور مرگ خود را
بود در راه ، مرغ آمّینم


تو باید میثم از زهرا بگویی
که در طبع تو مضمون آفرینم

 

 

غلامرضا سازگار        

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۲۰:۱۲
زائر

 

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

دارم عذاب می کشم و آب می کشم

با چاه آه از دل بی تاب می کشم

 

بعد از سه ماه گونه ی مهتاب دیدنیست

دارم خجالت از رخ مهتاب می کشم

 

کِی در کنار خاک تو من خاک می شوم

کِی رَخت خویش از دل سیلاب می کشم

 

سلمان پیر زیر بغل های من گرفت

خود را به روی شانه ی اصحاب می کشم

 

عکس تو مانده است به دیوار خانه ام

دستی که بسته شد روی این قاب می کشم

 

من هرچه می کشم همه از دست قنفذ است

داد از مغیره گوشه ی محراب می کشم

 

از کوچه از غلاف و در و تازیانه اش

از روسری و بستر و خوناب می کشم

 

دارم لباسِ سوخته ات را جمع می کنم

این میخِ لخته خون زده را آب می کشم

 

 

   حسن لطفی             

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۳ ، ۰۱:۰۱
زائر

 

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

می دونید رفتن دلبر یعنی چی ؟
معنی لحظه ی آخر یعنی چی ؟

 

باغ بی غنچه چه معنایی داره ؟
آشیون بی کبوتر یعنی چی ؟

 

جلوی چشم یه دختر ، نیمه‌ شب
بردن تابوت مادر یعنی چی ؟

 

بره یار و نشه فریاد بکشی
چه می فهمیم ما که مضطر یعنی چی ؟

 

پاهاش انگار نای حرکت نداره
بدون فاطمه حیدر یعنی چی ؟

 

اشکای نم نم ساقی می دونن
وقتی که بشکنه ساغر یعنی چی

 

درِ علمه علی و خوب می دونه
وقتی آتیش بگیره در یعنی چی ؟

 

اونی که پر زده یار جوونش
می دونه غنچه ی پرپر یعنی چی ؟

 

کی می دونه جای دستای تبر
روی برگای صنوبر یعنی چی ؟

 

اولین باره که سلمان می بینه
لرزش زانوی حیدر یعنی چی ؟

 

بعد از این بی فاطمه ، پیش علی
 می دونید خوندن کوثر یعنی چی ؟

 

 

 

قاسم صرافان               

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۲۸
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

خدا کند دگر این خانه در نداشته باشد

درش برای کسی دردسر نداشته باشد

 

خدا کند که به سرعت ز چارچوب بیفتد

میان شعله نسوزد خطر نداشته باشد

 

اگر بناست حسن رد شود ز کوچه ی باریک

چه بهتر اینکه مغیره گذر نداشته باشد

 

همیشه بین غم و حیرت است حال غریبی

که گاهواره بسازد پسر نداشته باشد

 

برای پلک ورم کرده روز هم  شب تار است

عجیب نیست که زهرا سحر نداشته باشد

 

چقدر فضه دعا کرد تا که دنده ی مادر

ازین شکستگی بیشتر نداشته باشد

 

که دیده است جوانی که پیرزن شده باشد ؟

که دیده غیر تنی محتضر نداشته باشد ؟

 

نمی شود بدنی بین در بماند و دیوار 

شکاف سینه و درد کمر نداشته باشد

 

قنوت نافله اش با دو دست نیست میسر

کسی که سوخته و بال و پر نداشته باشد

 

 

سید پوریا هاشمی         

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۳ ، ۰۲:۵۵
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

سر خاکت دوباره آمده ام

تا برایت دوباره گریه کنم


شب هفتم رسیده ام تا با

دلِ خود پاره پاره گریه کنم


شب هفت تو نه که هفت من است

آمدم بر سر مزار خودم


هفت شب نه که هفت صد سال است

گریه کردم به روزگار خودم


هفت شب می شود که می گیرند

کودکانت سراغ مادر را


هفت شب می شود که می بینند

در و دیوار و خون بستر را


بی تو در هم شکسته ام از غم

ای شکسته ، ببین شکستن را


بین این کوچه ها تماشا کن

نیشخندِ مغیره بر من را


باورم نیست با دو دست خودم

ریختم خاک روی چشمانت


چیده ام تکه تکه سنگ لحد

پیش چشمان مات طفلانت


باورم نیست چوب گهواره

شده تابوت پیکرت زهرا


تازه فهمیده ام از حرارت در

آتش افتاده بر پرت زهرا


کاش می شد ببینیم زخم

چهره لاله گون تو باقی است


زینبم شسته چادرت را باز

روی آن لکه خون تو باقی است


چند وقت نبود روسری ات

حال سر کرده دخترت زهرا


تازه فهمیده ام حرارت در

زده آتش به معجرت زهرا


شب هفت تو و برای علی

شب هفت محرم آمده است


وقت غسلت نشد بگو با من

زخم پهلوی تو هَم آمده است


می نشیند به جای تو زینب

با کفی آب  رو به روی حسین


گوش زینب چه گفته ای که مدام

می زند بوسه بر گلوی حسین

 

 

حسن لطفی          

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۵۶
زائر

 

حضرت زهرا  (س)   _   بعد از شهادت

 

 

رفتی و پژمردنم و ندیدی

رفتی زمین خوردنم و ندیدی

 

تو کوچه ها راه من و می بندن

همه دارن به شوهرت می خندن

 

یه فکری هم به حال بچه ها کن

یه سر بیا زندگیم و نیگا کن

 

اگه بیای با دل بی غم میریم

اصلاً از این مدینه با هم میریم

 

بازم بمون و دست به پهلو بگیر

عیبى نداره از على رو بگیر

 

کارم شده یه گوشه ای ببارم

بچه هات و سر خاکت بیارم

 

دل من از همه کنار می گیره

حالا علی دست به دیوار می گیره

 

میشه بیای دو قطره زمزم بدی

یه ظرف آب بیاری دستم بدی

 

چه مادری ز دخترم گرفتند

خواب و ز چشمای ترم گرفتند

 

این چادر پاره من و می کشه

این خون گوشواره من و می کشه

 

بلند شو دستات و حنا بذارم

تابوتت و بگو کجا بذارم ؟

 

تو خونه یاد اون روزا می افتم

برم بیرون تو کوچه ها می افتم

 

بی مادری نصیب دخترم شد

خبر داری چه خاکی بر سرم شد

 

خیر نبینه اون که به ما جفا کرد

ما دو تا رو از همدیگه جدا کرد

 

تو چشم تو زد چشم و پر آب کرد

خونش خراب که خونه مو خراب کرد

 

نقشه کشیدن مبتلامون کنن

کی فکر می کرد یه روز جدامون کنن ؟

 

 

علی اکبر لطیفیان     

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۵۵
زائر

 

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

 

یک نفر از شاخه هایم کار می گیرد علی

از درخت باردارت بار می گیرد علی

 

هر چه هم با احتیاط از پیش در رد می شوم

باز رخت من به این مسمار می گیرد علی

 

زودتر از کشتن گل باغبان را می کشد

به گلی در باغ وقتی خار می گیرد علی

 

کار من دیگر گذشته از مراقب بودنم

در نگیرد به سرم دیوار می گیرد علی

 

فضه زیر بازوی افتاده حالم را نگیر

از رویم در را فقط بردار ، می گیرد علی

 

کعبه من !  با همین وضعی که دارد دست من

دامنت را باز چندین بار می گیرد علی

 

 

علی اکبر لطیفیان          

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۳۹
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  مرثیه

 

 

مادر به نونهالی من رحم کن مرو

جان حسین ، جان حسن رحم کن مرو

 

ما خود به خود به آتشِ غم مبتلا شدیم

بر اهلِ خانه شعله مزن رحم کن مرو

 

یک شهر بر علیه علی نقشه می کشند

با این همه بلا و مَحَن ، رحم کن مرو  

 

بابای ما غریب شود بعد همسرش  

نالان شده زمین و زَمَن رحم کن مرو

 

امشب مدینه را تهی از نور خود مکن

سوگند بر شکسته بدن رحم کن مرو

 

 وقتی علی به پیکر تو غسل می دهد

بر آن همه هَوار زدن رحم کن مرو

 

ای بهترین کنیز خدا ، مادر حسین

بر کشته ی بدون کفن رحم کن مرو

 

دنیا به تو اگر چه وفایی نداشته

ای با وفا به گریه ی  من رحم کن مرو

 

 

محمود ژولیده          

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۳ ، ۰۱:۱۲
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

می نویسم به چشم تر مادر

می نویسم به روی در مادر

با همین پاره ی جگر مادر

سوختم از سکوت اگر مادر

می نویسم مرا ببر مادر

 

خواهرم نام مادر آورده

چادر گریه آور آورده

غم من باز هم سرآورده

کوچه داد مرا در آورده

باز رفتم به آن گذر مادر

 

کوچه بود و عبور بانویش

کوچه و یک بهشت در کویش

مادری و فرشته هر سویش

باد حتی نخورده بر رویش

منِ از کوچه بی خبر مادر

 

کوچه بود و غروب غم بارش

کوچه بود و دو تا عزادارش

کوچه ی سنگی و دو دیوارش

کوچه و سنگ های بسیارش

کوچه پر شد ز رهگذر مادر

 

دیدم آنجا هزار مشکل را

بسته بودند راه منزل را

جمع نا محرم و اراذل را

دیدم آن روز دست قاتل را

وای از چشم خیره سر مادر

 

چشم خود را که بست زد سیلی

دید بی حیدر است زد سیلی

وای با پشت دست زد سیلی

گونه ای را شکست زد سیلی

سنگ دیوار بود و سر مادر

 

می زدم داد که نزن نامرد

کُشتی اش پیش چشم من نامرد

جای مادر مرا بزن نامرد

یک نفر بین چند تن نامرد

از غرورم شکسته تر مادر

 

او زد و هر دو تا زمین خوردیم

هر دوتا بی هوا زمین خوردیم

پیش نامردها زمین خوردیم

خنده کردند تا زمین خوردیم

چادر و خون و خاکِ تر مادر

 

حسن لطفی   

     

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۳ ، ۰۴:۰۶
زائر

 

حضرت زهرا (س)  _  شهادت

 

 

انگار که چشمان تو را خواب گرفته

کاشانه ی ما را غم سیلاب گرفته

 

نزدیک سه ماه است نخوابیده ای اما

حالا چه شده چشم تو را خواب گرفته ؟

 

اصرار ندارم که تو را سیر ببینم

نزدیک سه ماه است که مهتاب گرفته

 

برخیز گریبان زده ام چاک بدوزش

بی حالی تو از علی آداب گرفته

 

این دفعه چندم شده از صبح که زینب

پیراهن گلدار تو را آب گرفته

 

وا کن گره ی روسری ات را ولی آرام

این مقنعه را لخته ی خوناب گرفته

 

تا که سر تو خورد به دیوار شکستم

بعد از تو نفس از جگرم تاب گرفته

 

ای گونه ترک خورده دو ماه است رُخت را

یک پنجه و انگشتر آن قاب گرفته

 

فهمیده ام این میخ چرا کج شده این قدر

پهلوی تو بد جور به قلاب گرفته

 

 

حسن لطفی             

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۳ ، ۲۳:۴۰
زائر