زائرانه

ما جز پسر فاطمه (س) ارباب نداریم

زائرانه

ما جز پسر فاطمه (س) ارباب نداریم

زائرانه

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بازوی کردگار علی بود و بس علی» ثبت شده است

 

حضرت علی (ع)  _  مدح

 

 

 بازوی کردگار ، علی بود و بس علی (ع)

سردار نامدار ، علی بود و بس علی (ع)

 

فردی که گشت گرد نبی بین دشمنان

با زخم بی شمار ، علی بود و بس علی  (ع)

 

مردی  که جبرئیل ز سوی خدا بر او

آورد ذوالفقار ، علی بود و بس علی (ع)

 

در لیله المبیت به جای نبی که خفت ؟

تا جان کند نثار ، علی بود و بس علی (ع)

 

شیری که روبهان همه از بیم تیغ او

گفتند الفرار ، علی بود و بس علی (ع)

 

مرد افکنی که خواند رسولش تمام دین

در روز کارزار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آن که به نص انفسنا جان احمدش

فرمود کردگار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آن بت شکن که بر سر دست نبی شکست

بت ها خلیل وار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آنکس که مصطفی به غدیرش امام خواند

در بین صد هزار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آن عاشقی که در دل شب گرد نخل ها

بگریست زار زار ، علی بود و بس علی (ع)

 

کوهی که در برابر یک ناله یتیم

میگشت بی قرار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آنکه به پایداری و صبر و شهامتش

دین گشت پایدار ، علی بود و بس علی (ع)

 

سیف اللهی که شخص رسول خدا بر او

میکرد افتخار ، علی بود و بس علی (ع)

 

وجه اللهی که در دل شب رخ به خاک سود

با چشم اشکبار ، علی بود و بس علی (ع)

 

عین اللهی که هر چه نبی دیده بود او

میدید آشکار ، علی بود و بس علی (ع)

 

رزم آوری که دشمن او از کرامتش

گردید شرمسار ، علی بود و بس علی (ع)

 

مولود کعبه کز قدم خویش کعبه را

بخشید اعتبار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آنکو که شد ولایتش از جانب خدا

محکمترین حصار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آنکو که قاتلش به عنایات و رحمتش

بودی امیدوار ، علی بود و بس علی (ع)

 

عرشی که چون حسین و حسن ذات کبریا

دادش دو گوشوار ، علی بود و بس علی (ع)

 

مردی که در ز قلعه ی خیبر گرفت و کند

با دست اقتدار ، علی بود و بس علی (ع)

 

عبدی که دست قدرت او کرد در سپهر

خورشید را مهار ، علی بود و بس علی (ع)

 

میثم بدین قصیده خود انصاف ده بگو

دین را زمامدار ، علی بود و بس  علی (ع)

 

استاد غلامرضا سازگار      

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۳ ، ۰۳:۳۴
AHR