زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

 

حضرت زینب (س)   _  ولادت

 

 

 نسیم پرده ی گهواره را تکان می داد  

 برای عرض ارادت ، خودی نشان می داد

 

 ستاره های درخشان خوشه ی پروین

کنار پنجره مبهوت کودکی شیرین


شمیم  قدسی  او  در  مدینه  پیچیده

بهار آمده ، بلبل به غنچه خندیده

 

 چکاوکان به در باغ ریسه می بندند

 شکوفه ها همه دیوانه وار می خندند

 

 نشانه های ظهور مسیح ظاهر شد

مدینه مرکز ثقل خیال شاعر شد

 

 نسیم گرد سر نو رسیده دف می زد

 بنفشه داخل گلدان مدام کف می زد

 

 صدای خواندن پروانه ها چه زیبا بود

 تبسم لب شیر خدا چه زیبا بود

 

 ز نور طلعت رویش ستاره حیران شد

 و ماه با عجله پشت ابر پنهان شد

 

 ستاره گفت به خورشید : بی خبر ساده

 خدا به فاطمه خورشید دیگری داده

 

 زمان سیطره وسلطه گشته طی خورشید

 شکسته حرمت پوشالی تو ای خورشید

 

 حریر جذبه ی چشمان او اهورایی ست

 طلوع خنده ی زینب عجب تماشایی ست

 

 بساط  فخر فروشی ز آسمان بر چین

 بیا زمین به تماشای دخترک بنشین

 

 بیا ببین که ندیدی کسی به این پاکی

 شدند خادمه اش , حوریان افلاکی

 

 نگاه حیرت خورشید تا بر او افتاد

 اسیر بند جنون گشت و نـعـره ها سر داد

 

 هوار می زد و می گفت : وه چه نوری داشت !

 شبیه مادر خود چهره ی صبوری داشت

 

 بدون شبیه و شک از قبیله ی نور است

 میان هاله ی انوار خویش مستور است

 

 وقار و نور جبینش به مصطفی رفته

 ولی غرور نگاهش به مرتضی رفته

 

 چه کودکیست! که خود اشهدین می گوید

  و گاه خنده کنان  « یاحسین »  می گوید

 

 چه کودکیست! که گوید ثنای رب جلی

 دو چشم او شده خیره به ذوالفقار علی 

 

 

وحید قاسمی

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۱۹
زائر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی