زائرانه

ما جز پسر فاطمه (س) ارباب نداریم

زائرانه

ما جز پسر فاطمه (س) ارباب نداریم

زائرانه

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر مدح مولا علی» ثبت شده است

 

امیرالمومنین علی (ع)    _    مدح

 

 

 

در تن من جان علی‌ ست ، خون به شریان علی‌ ست

هر طپش قلب من ، ذکر علی‌ جان علی‌ ست

 

پتک به غم‌ ها بکوب ، بر دف تقوا بکوب

مست شدی پا بکوب ، مرشد مستان علی‌ ست

 

صاحب تیغ دو سر ، خط‌ شکن بی‌ سپر

بی‌ زره با جگر ، مرد به قرآن علی‌ ست

 

واژه‌ ی مردی از او ، گشته چه پر آبرو !

شاعر طوسی بگو ، رستم دستان علی‌ ست

 

مذهب تمّار ها ، مکتب عمّار ها

نهضت مختار ها ، معرکه‌ گردان علی‌ ست

 

شیخ خِرد کیش‌ ها ، لیلی دل‌ ریش‌ ها

حیرت درویش‌ ها ، جذبه‌ ی عرفان علی‌ ست

 

کعبه‌ ی انگور ها ، مروه‌ ی تنبور ها

مشعر این شور ها ، رونق ایمان علی‌ ست

 

قرب إلی الله اوست ، غیر علی های و هوست  

سرمه‌ ی چشمم شده ، خاک کف پای دوست

 

حق و حقیقت علی‌ ست ، راه هدایت علی‌ ست

زینت و زیبنده‌ ی ، نام ولایت علی ست

 

شرزه‌ ی مَرحب‌ فکن ، حیدر خیبر شکن

صفدر پولاد تن ، کوه شهامت علی‌ ست

 

میر جهان‌گیر ها ، حکمت شمشیر ها

دولت تدبیر ها ! مرد سیاست علی‌ ست

 

صوفی دل‌ صاف‌ ها ، حضرت اوصاف‌ ها

سید انصا ف‌ها ، روح عدالت علی‌ ست

 

اشهد لوح و دوات ، شعر تو شهد و نبات

حک شده بر کائنات ، رمز سعادت علی‌ ست

 

شأنِ علیه‌السلام ، حرمت بیت الحرام

دین خدا را دوام ، رکن دیانت علی‌ ست

 

پیر خراباتیان ، خضر سماواتیان

دادرس خاطیان ، باب شفاعت علی‌ ست

 

قرب إلی الله اوست ، غیر علی های و هوست

  سرمه‌ ی چشمم شده ، خاک کف پای دوست

 

 

وحید قاسمی

 


کانال اشعار آیینی «زائرانه»  در تلگرام  (کلیک کنید)


 

 

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۵ ، ۱۷:۳۰
AHR

 

امیرالمومنین علی (ع)   _   مدح / مناجات

 

ای چهره ی تو  آینه ی کبریا علی

خاک در تو تاج سر انبیا علی

 

تابان ز آستان تو انوار ایزدی

بیرون ز آستین تو دست خدا علی

 

می ریزد از نگاه تو اکسیر زندگی

می جوشد از دهان تو آب بقا علی

 

شرک است اگر به جای خدا خوانمت ولی

از تو خدا نبود و نباشد جدا علی

 

ما در تو دیده ایم خدا را که بوده ای

آیینه ی تمام نمای خدا علی

 

چون ذره ها که در دل دریا یکی شوند

در تو خلاصه گشت همه ی ما سوا علی

 

مس را شنیده ای که طلا کرد کیمیا

صافی دلان مس اند و تویی کیمیا علی

 

فانوس مهر و ماه به کف ایستاده ای

در راه کهکشان که تویی رهنما علی

 

در رفعت و شکوه ز هفت آسمان گذشت

کاخ فضیلتی که تو کردی بنا علی

 

جز با تو دردمند تو درمان نمی شود

گیرد اگر ز دست مسیحا دوا علی

 

عیسی که مرده را به دمی زنده می کند

بیمار اگر شود ز تو خواهد شفا علی

 

دور اوفتاد از کف موسی عصای او

آنجا که گشت دست تو معجز نما علی

 

در آسمان مهر تو گر پر نمی گشود

دولت کجا و سایه ی بال هما علی ؟

 

از منجلاب نفس که ما را برون کشد ؟

بر دامنت اگر نرسد دست ما علی

 

تو یار بی دلانی و غم خوار بی کسان

آخر بگیر دست من مبتلا علی

 

لبّیک خویش را ز دهان خدا شنید

هر بی دلی که از دل و جان گفت یا علی

 

ابوالحسن ورزی

 


کانال اشعار آیینی «زائرانه»  در تلگرام  (کلیک کنید)


 

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۵۳
AHR

 

حضرت علی (ع)   _   ولادت / مدح

 

 

تا زیر بار منّت عظمای داوریم

سرمایه دار عزّت آل پیمبریم

از لطف مادر و پدرِ نوری است که

ما ریزه خوار خوان تولّای حیدریم

تا در بهشتِ آل علی زندگی کنیم

دل زنده از حیات نفس های مادریم

ما را که از اَلَست حسینی نوشته اند

در پرتُو نگاه حسن عبد این دریم

ما عبد حیدریم و عبید محمدیم

یعنی تمام عمر مسلمان کوثریم

هر کس علی شناس شود فاطمی شود

ما با علی ز خلق جهان آشنا تریم

هرکس تو را شناخت علی ! از سحر شناخت

شب زنده دار کوی تو تا صبح محشریم

گاهی اگر ز کوی سحر رانده می شویم

با اشکِ صبح منتظر شام دیگریم

ما را مران ز کوی خودت یا اباالحسن

رد کن حجاب روی خودت یا اباالحسن

 

کو گوشِ دل که دل بدهد بوتراب را

کو چشمِ دل که خوب بگیرد حجاب را

وصف امام را ز خودش می توان شنید

وقتی علی حدیث کند عشق ناب را

کعبه شکافت قبله برون آمد از حرم

بنگر به روی دست نبی آفتاب را

فرمود شیعیانِ من آقای عالمند

من کرده ام حرام به آنها عذاب را

حبّ من است کوهِ گنه را فرو بَرَد

مانند آتشی که بریزند آب را

هر کس که خَردَلی به دلش داشت حبّ من

بی شک شفاعتم برسد آن مُتاب را

اصلاً خدا به کوریِ چشم ستمگران

از شیعیان من ببرد اضطراب را

هر جا کسی فضایل من را بیان کند

تکثیر می کنند ملائک ثواب را

آری هر آنکه خواند مرا سَرورِ خودش

باید دعا کند پدر و مادر خودش

 

شکرانه ی  ولای علی می توان سرود

در وصف او به ذکر جلی می توان سرود

تا عالم بقا ز علی می توان نوشت

او را به شیوه ی  ازلی می توان سرود

مانند فاطمه ز علی دم زدن خوش است

هر لحظه از ولای ولی می توان سرود

در بندِ آن مباش که مضمون نمانده است

واللهِ تا ابد ز علی می توان سرود

تا از مناره صوت اذان می توان سرود

هم با زبان و ذکرِ دلی می توان سرود

در هر صلاة و هر صلوات محمدی

رندانه از مِی ازلی می توان سرود

ما از علی به ذکر ، کفایت نمی کنیم

او را به سیره ی عملی می توان سرود

ما را برای یاری او آفریده اند

عهد اَلَست را به بَلی می توان سرود

تا عمر باقی است علی را مدد کنیم

این گونه است ذکر علی بی عدد کنیم

 

دونان عوض به غیر ، نسازند خویشِ ما

هیهات با فریب ، بگیرند کیشِ ما

دشمن اگر دوباره جَمَل را بپا کند

رزم علی هماره عیان است پیش ما

کی گفته با گذشتِ زمان پیر می شویم

هنگامِ جنگ ، رنگِ خضاب است ریش ما

آمالِ شیعه است شود کشته ی علی

این عهد بوده وعده ی دوران پیش ما

هرگز نمی توان دل ما را فریب داد

زیرا بُوَد ولیِ خدا دل پریش ما

ما تن به دکّه های عدالت نمی دهیم

عدل علی است محور نقصان و بیش ما

نفرینِ ما چو عقربِ جرّار می کُشَد

باید که انحراف بترسد ز نیش ما

راه امام و راه شهیدان هدایت است

پس جانمان همیشه برای ولایت است

 

 

محمود ژولیده

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۱:۲۲
AHR

 

حضرت امیرالمومنین (ع)    _   مدح

 

 

سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی

از ازل چرخانده دل ها را خدا ، سوی علی

 

او مع الحق گفت و از آن روز ما را می کُشند

دار ما خرما فروشان حلقه ی  موی علی

 

مانده ام احمد پیمبر بود یا عطار عشق

بس که سلمان ها ، مسلمان کرد با بوی علی

 

گر  می اندیشی نماز و روزه ات را می خرند

ای برادر ! این تو و این هم ترازوی علی

 

بیشتر از برق دَم های دو سوی ذوالفقار

دوستان را کشته خَم های دو ابروی علی

 

هر که دل خوش کرده در عالم به نام دیگری

یا علی نشنیده است از سوی بانوی علی

 

آری آداب خودش را دارد اینجا عاشقی

ما و خاک کوی قنبر ، قنبر و روی علی

 

 

 

قاسم صرافان   

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۴۷
AHR

 

حضرت علی (ع)  _  مدح

 

 

شیرش حلال آنکه مرا خاک پاش کرد

نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد

 

هر آنچه می دهد کرمش کم نمی شود

باید کریم بلکه کرم را گداش کرد

 

پایم اگر به سمت جهنم نمی رود

دستم توسلی به ضریح عباش کرد

 

موسی و خضر و یوسف و عیسی به جای خود

هنگام مشکلات ، نبی هم صداش کرد

 

تصویر اوست عکس تمام پیمبران

او را خداش آینه انبیاش کرد

 

کعبه برای آمدنش بود ، نه طواف

پس کعبه را برای قدومش بناش کرد

 

خیلی گره زدند به اسلام ، باز کرد

هر آنچه کرد پنجه مشکل گشاش کرد

 

در کودکی ش نیز علی مرد جنگ بود

پس ذوالفقار نیست اگر لافتی ش کرد

 

در آستان یک نخ عمامه سرش

باید تمام خلق جهان را فداش کرد

 

رد می شد از محله ی ما دلدل علی

افتاد سنگ زیر سم او، طلاش کرد

 

 

علی اکبر لطیفیان      

 


 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۰۹
AHR

 

حضرت علی (ع)  _  مدح

 

 

 بازوی کردگار ، علی بود و بس علی (ع)

سردار نامدار ، علی بود و بس علی (ع)

 

فردی که گشت گرد نبی بین دشمنان

با زخم بی شمار ، علی بود و بس علی  (ع)

 

مردی  که جبرئیل ز سوی خدا بر او

آورد ذوالفقار ، علی بود و بس علی (ع)

 

در لیله المبیت به جای نبی که خفت ؟

تا جان کند نثار ، علی بود و بس علی (ع)

 

شیری که روبهان همه از بیم تیغ او

گفتند الفرار ، علی بود و بس علی (ع)

 

مرد افکنی که خواند رسولش تمام دین

در روز کارزار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آن که به نص انفسنا جان احمدش

فرمود کردگار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آن بت شکن که بر سر دست نبی شکست

بت ها خلیل وار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آنکس که مصطفی به غدیرش امام خواند

در بین صد هزار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آن عاشقی که در دل شب گرد نخل ها

بگریست زار زار ، علی بود و بس علی (ع)

 

کوهی که در برابر یک ناله یتیم

میگشت بی قرار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آنکه به پایداری و صبر و شهامتش

دین گشت پایدار ، علی بود و بس علی (ع)

 

سیف اللهی که شخص رسول خدا بر او

میکرد افتخار ، علی بود و بس علی (ع)

 

وجه اللهی که در دل شب رخ به خاک سود

با چشم اشکبار ، علی بود و بس علی (ع)

 

عین اللهی که هر چه نبی دیده بود او

میدید آشکار ، علی بود و بس علی (ع)

 

رزم آوری که دشمن او از کرامتش

گردید شرمسار ، علی بود و بس علی (ع)

 

مولود کعبه کز قدم خویش کعبه را

بخشید اعتبار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آنکو که شد ولایتش از جانب خدا

محکمترین حصار ، علی بود و بس علی (ع)

 

آنکو که قاتلش به عنایات و رحمتش

بودی امیدوار ، علی بود و بس علی (ع)

 

عرشی که چون حسین و حسن ذات کبریا

دادش دو گوشوار ، علی بود و بس علی (ع)

 

مردی که در ز قلعه ی خیبر گرفت و کند

با دست اقتدار ، علی بود و بس علی (ع)

 

عبدی که دست قدرت او کرد در سپهر

خورشید را مهار ، علی بود و بس علی (ع)

 

میثم بدین قصیده خود انصاف ده بگو

دین را زمامدار ، علی بود و بس  علی (ع)

 

استاد غلامرضا سازگار      

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۳ ، ۰۳:۳۴
AHR