زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

 

   زبان حال حضرت زینب (س) با حضرت زهرا (س)  _  فاطمیه  

 

 

وقتی سرت را روی بالش می گذاری
آنقدر می ترسم که دیگر برنداری

تو آفتاب روشنی در خانه ی ما
تو آفتاب روشنی هر چند تاری

فردا کنار سفره با هم می نشینیم
امروز را مادر اگر طاقت بیاری

تو آنچنان فرقی نکردی غیر از این که
آیینه بودی و شدی آیینه کاری

آلاله می کاری و باران می رسانی
چه بستر پر لاله ای ؟ چه کشت و کاری

آنقدر تمرین می کنی با دست هایت
تا شانه را یک مرتبه بالا بیاری

بگذار گیسویم به حال خویش باشد
اصلا بیا و فرض کن دختر نداری ...

 

علی اکبر لطیفیان

 

 


کانال اشعار آیینی «زائرانه»  در تلگرام  (کلیک کنید)


 

 

نظرات  (۳)

با آهنگ روضه خوندمش ، خیلی خوب بود ...

http://khabis.ir
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۱۷ من انقلابی ام
بسیار عالی
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۱۲ خواندنی ها
خداقوت بهتون میگم
شعر سوزناکی بود
پاسخ:
سلامت باشی دوست عزیز
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی