زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

گروه فرهنگی آئینی زائرانه

زائرانه

اولین روز از مه صفر و ... | مهدی نظری

دوشنبه ۲۶ /بهمن/ ۱۳۹۴ [ ۱۵:۰۸ ]

 

 حضرت رقیه (س)  _  ذکر مصیبت

 

 

 اولین روز از مه صفر و ...
سر آقای ما به شام آمد
عید دشمن به جای نقل و نبات
سنگ ها روی پشت بام آمد


کودکان پا برهنه و خسته
دست ها بسته چشم ها گریان
در میان نگاه های حرام
عمه هم روی ناقه ی عریان


جگر عمه بیشتر می سوخت
هر زمان گوش پاره را می دید
حرمله خنده بر لبانش داشت
تا سر شیرخواره را می دید


باز هم زجر لعنتی بود و ...
شعله بر جان بچه ها افتاد
سر عباس از سر نیزه
بارها زیر دست و پا افتاد


بین این راه با دف و آواز
پیش چشم رقیه رقصیدند
هر کجا اشک عمه جاری شد
پیرزن ها به عمه خندیدند


سر شش ماهه را روی نیزه
پیش چشم رباب می بردند
کاروان را سپاه نامحرم
سوی بزم شراب می بردند


اسم تشت طلا وسط آمد
به غرور یتیم ها پا خورد
عمه ام مرد و زنده شد وقتی
خیزران بر لبان بابا خورد

 

مهدی نظری

 

نظرات  (۳)

جگرم سوخت

تشکر زیبا بود

به ما هم سری بزنید....
پاسخ:
زنده باشید .
برای ما دعا کنید

چشم
۲۶ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۱۹ خواندنی ها
شعر بسیار سوزناکیه
بغضم گرفت
فدای غربتشون
پاسخ:
نظر لطف شماست

التماس دعا
عالی ، ان شاالله قسمتتون اربعین کربلا بشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی